
معلم؛ کسی که چراغ را به دست دیگری میسپارد
پنجم اکتبر، روز جهانی معلم، فقط فرصتی برای قدردانی از کسانی نیست که سالها در کلاس درس ایستادهاند یادآوریِ معنای عمیقتری از آموزش است؛ اینکه هر جامعه، برای ساختن فردای خود، پیش از هر چیز به کسانی نیاز دارد که راه دانستن را نشان دهند.
معلم، گاهی پشت یک میز میایستد و گاهی کنار یک دانشجو، در یک کارگاه، در یک سالن آموزشی یا میان جمعی از علاقهمندان به یادگیری. جغرافیای آموزش میتواند تغییر کند، اما جوهر آن ثابت میماند: کسی دانستهای را با دیگری قسمت میکند تا دانایی، در یک نفر متوقف نماند.
در جهان آموزش، آنچه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود فقط مجموعهای از اطلاعات نیست. بخشی از تجربه، پرسشگری، دقت، مسئولیتپذیری و شیوه نگاهکردن به جهان نیز همراه آن منتقل میشود. شاید به همین دلیل است که اثر یک معلم، همیشه در همان کلاس و همان روز باقی نمیماند؛ گاهی سالها بعد، در تصمیمی که یک دانشآموخته میگیرد، در مسیری که انتخاب میکند یا در دانشی که خود به دیگری میآموزد، دوباره ادامه پیدا میکند.
آموزش، وقتی به چنین چرخهای بدل شود، دیگر تنها انتقال دانستهها نیست؛ ساختن امکان است.
خیریه نمازی نیز در این مسیر، آموزش را نه رویدادی محدود به یک کلاس، بلکه بخشی از مسئولیت اجتماعی خود میبیند؛ فراهمکردن فضایی که در آن دانستن بتواند اتفاق بیفتد، تا از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. در چنین نگاهی، یک سالن آموزشی فقط یک فضای فیزیکی نیست. میزها، صندلیها و تختهها زمانی معنا پیدا میکنند که گفتوگویی در آنها شکل بگیرد؛ پرسشی مطرح شود؛ تجربهای منتقل شود و ذهنی با چیزی تازه از آنجا بیرون برود.از همینجاست که نقش معلم، از «درس دادن» فراتر میرود.
معلم کسی است که گاهی پاسخ میدهد و گاهی پرسش تازهای پیش روی شاگرد میگذارد. کسی که مسیر را به جای دیگری طی نمیکند، اما کمک میکند دیگری راه خود را بهتر ببیند. شاید مهمترین کار او همین باشد: آموختنِ چگونه دیدن، نه فقط چه دیدن.
در روز جهانی معلم، میتوان از آموزگاران مدرسه گفت، از استادان دانشگاه، از مربیان، پژوهشگران و همه کسانی که بخشی از دانش و تجربه خود را به دیگری سپردهاند. اما میتوان یک قدم فراتر رفت و از خودِ «فرصت آموزش» نیز یاد کرد؛ از همه کسانی که کمک میکنند این چراغ روشن بماند.
خیریه نمازی ، در این معنا، فقط یاریرسانی به یک نیاز فوری نیست. گاهی یعنی ساختن بستری که در آن یک انسان بتواند چیزی بیاموزد، توانایی تازهای پیدا کند و بعدها همان آموخته را به دیگری منتقل کند. اینجا کمک، یکبار مصرف نیست؛ میتواند زنجیرهای از دانایی بسازد که هر حلقه، حلقه دیگری را به وجود میآورد.
معلم، نخستین حلقه این زنجیره نیست و آخرین حلقه آن هم نخواهد بود. او چراغ را روشن نگه میدارد و آن را به دست دیگری میسپارد و شاید ارزشمندترین شکل آموزش همین باشد؛ دانشی که نزد یک نفر نمیماند، تجربهای که به پایان یک کلاس ختم نمیشود و نوری که از ذهن یک انسان به ذهن انسانی دیگر راه پیدا میکند.
روز جهانی معلم، یادآور همین حقیقت ساده و بزرگ است:
آینده، پیش از آنکه در کتابها نوشته شود، در کلاسها و در ذهن انسانهایی شکل میگیرد که آموختن را جدی گرفتهاند و هرجا فرصتی برای آموختن فراهم میشود، در حقیقت فرصتی برای ساختن آینده فراهم شده است.
در خیریه نمازی، روایت آموزش از همینجا آغاز میشود؛ از باور به اینکه دانایی، وقتی به اشتراک گذاشته شود، بیشتر میشود و جامعهای که امکان آموختن را برای انسانهای بیشتری فراهم کند، آیندهای روشنتر برای همه خواهد ساخت.
این فرصت میتواند از یک فضای آموزشی آغاز شود؛ از دری که باز میشود، از کلاسی که شکل میگیرد، از استادی که میآید و از دانشجویی که پشت یک میز مینشیند.
شاید هیچکس در همان لحظه نداند این کلاس به کجا خواهد رسید.
اما سالها بعد، ممکن است رد آن را بتوان در جایی دیگر پیدا کرد؛ در دانشی که به کار آمده، در انسانی که مسیر تازهای پیدا کرده و در چراغی که حالا در دست اوست.
آن وقت، دیگر مهم نیست نخستین شعله کجا روشن شده است.مهم این است که نور، همچنان در حرکت است.
از معلم به شاگرد، از شاگرد به آینده و از یک نسل به نسل دیگر و شاید معنای ماندگار آموزش و نیکوکاری، همین باشد:
جایی بسازی که چراغی در آن روشن شود؛
تا دیگری آن را بردارد،
راه خود را پیدا کند،
و روزی، همان نور را به دست دیگری بسپارد.
خیریه مهدی نمازی ۵ اکتبر روز جهانی معلم را به تمامی تلاشگران عرصه علم و آگاهی شادباش میگوید
و موفقیت و بهروزی همه راویان آگاهی را آرزومند است.
