
روز خبرنگار
خبرنگار؛ صدای روزهایی که فراموش نمیشوند
۱۷ مرداد، روز خبرنگار فقط فرصتی برای تبریک گفتن به اهالی رسانه نیست؛ یادآوری مسئولیتی است که جامعه در برابر کسانی دارد که بخش مهمی از عمر و زندگی خود را صرف روایت کردن زندگی مردم میکنند.
خبرنگار، پیش از آنکه صاحب یک عنوان شغلی باشد، انسانی است که در میان اتفاقات میایستد؛ در جایی که خبر شکل میگیرد، در لحظهای که حادثه رخ میدهد و در روزهایی که بسیاری ترجیح میدهند سکوت کنند. او میبیند، میپرسد، جستوجو میکند و در نهایت تلاش میکند تصویری از واقعیت را پیش روی مخاطب قرار دهد.
اما پشت هر خبر، گزارشی که منتشر میشود، مصاحبهای که خوانده میشود و یادداشتی که شاید تنها چند دقیقه از وقت مخاطب را بگیرد، ساعتها تلاش پنهان وجود دارد؛ ساعتهایی که کمتر دیده میشوند و گاهی حتی به چشم نمیآیند.
اهالی رسانه، از خبرنگار و عکاس گرفته تا دبیر، گزارشگر، نویسنده، سردبیر و فعالان رسانههای دیجیتال، بخش مهمی از حافظه اجتماعی یک جامعه را ثبت میکنند. آنها روایتگر روزگار ما هستند؛ روزهایی که خوب و بد، تلخ و شیرین و امید و ناامیدی در کنار یکدیگر جریان دارد.
به همین دلیل، توجه به خبرنگار نباید به یک پیام تبریک، یک مراسم یا یک شاخه گل در ۱۷ مرداد محدود شود. اگر قرار است از خبرنگار تقدیر کنیم، باید بیش از هر چیز به شأن حرفهای و امنیت شغلی او توجه داشته باشیم.
خبرنگاری که دغدغه معیشت دارد، قرارداد پایدار ندارد، آینده شغلیاش نامعلوم است و برای تأمین سادهترین نیازهای زندگی ناچار است چند کار را همزمان انجام دهد، چگونه میتواند با آرامش و تمرکز به مهمترین وظیفه خود، یعنی روایت دقیق و مسئولانه واقعیت، بپردازد؟
رسانه قدرتمند، بدون خبرنگار توانمند شکل نمیگیرد و خبرنگار توانمند نیز به محیطی نیاز دارد که در آن دانش، تجربه، اخلاق حرفهای و استقلال فکری ارزش داشته باشد.
توجه به اهالی رسانه یعنی شنیدن صدای آنها، نه فقط زمانی که خبر مهمی منتشر میکنند؛ یعنی دیدن تلاشهایشان در روزهای عادی؛ روزهایی که خبری از مراسم تقدیر و عکس یادگاری نیست. یعنی پذیرفتن اینکه خبرنگار نیز مانند هر انسان دیگری به امنیت شغلی، دستمزد عادلانه، احترام حرفهای و آیندهای روشن نیاز دارد.
جامعهای که رسانه خود را جدی میگیرد، در حقیقت به آگاهی عمومی و حافظه تاریخی خود احترام میگذارد. بسیاری از اتفاقاتی که امروز دربارهشان سخن میگوییم، اگر خبرنگاری در لحظه وقوع آنها حضور نداشت، شاید هیچگاه به بخشی از حافظه جمعی ما تبدیل نمیشدند.
خبرنگار، شاهد زمانه است.
او گاهی شادی یک اتفاق خوب را ثبت میکند و گاهی باید درباره زخمی بنویسد که دیدنش آسان نیست. گاهی صدای کسانی میشود که تریبونی ندارند و گاهی باید پرسشی را مطرح کند که شنیدنش برای برخی خوشایند نیست. همین است که خبرنگاری را از یک شغل معمولی جدا میکند و به حرفهای دشوار و مسئولانه تبدیل میکند.
روز خبرنگار، بنابراین، بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز تأمل است؛ تأمل درباره اینکه با رسانه و اهالی آن چگونه رفتار کردهایم و چگونه باید رفتار کنیم.
اگر واقعاً میخواهیم از خبرنگار تقدیر کنیم، شاید بهترین هدیه این باشد که کاری کنیم او بتواند با آرامش بیشتری کار کند؛ بتواند از آینده شغلی خود مطمئن باشد؛ بتواند قلمش را برای حقیقت، جامعه و مخاطب به کار بگیرد و مجبور نباشد میان علاقهاش به روزنامهنگاری و نیازهای ابتدایی زندگی یکی را انتخاب کند.
۱۷ مرداد، روز خبرنگار، فرصتی است برای گفتن یک «خسته نباشید» به همه کسانی که در سکوت، روایتگر زندگی ما بودهاند؛ به کسانی که پشت دوربین ایستادهاند، ساعتها پای تلفن و کامپیوتر نشستهاند، به دل حادثه رفتهاند، مصاحبه کردهاند، نوشتهاند، ویرایش کردهاند و گاهی برای رساندن یک حقیقت به مخاطب، ساعتها و روزها تلاش کردهاند.
روز خبرنگار بر همه اهالی رسانه مبارک؛ بر کسانی که روایت میکنند تا چیزی از حقیقت این روزها گم نشود.
و کاش توجه به آنها، فقط در تقویم و فقط در ۱۷ مرداد باقی نماند.
نوید جعفری
